تبلیغات
هرکس میخواهد خدا را بشناسد، ریاضیات بخواند - مطالب ضرب المثل
ریاضیات موسیقی ذهن است، پس باید آنرا نواخت

ص

چهارشنبه 20 بهمن 1389 09:27 بعد از ظهر

نویسنده : مزبان حبیبی
ارسال شده در: ضرب المثل ،
    • «صابونش به جامه ما خورده.»
    • «صبر کوتاه خدا سی ساله.»
    • «صداش صبح در میاد.»
    • «صد پتک زرگر، یک پتک آهنگر.»
    • «صد تا گنجشک با زاق و زوقش نیم منه.»
    • «صد تا چاقو بسازه، یکیش دسته نداره.»
    • «صد تومن میدم که بچه‌ام یکشب بیرون نخوابه وقتی خوابید، چه یک‌شب چه هزار شب.»
    • «صد رحمت به کفن دزد اولی.»
    • «صد سال گدائی می‌کنه هنوز شب جمعه را نمی‌دونه.»
    • «صد سر را کلاه است و صد کور را عصا.»
    • «صد من پرقو یک مشت نیست.»
    • «صد من گوشت شکار به یک چس تازی نمی‌ارزه.»
    • «صد موش را یک گربه کافیه.»
    • «صفراش به یک لیمو می‌شکنه.»
    • «صنار جیگرک سفره قلمکار نمی‌خواد.»
    • «صنار می‌گیرم سگ اخته میکنم، یه عباسی می‌دم غسل می‌کنم.»



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

ش

سه شنبه 19 بهمن 1389 09:26 بعد از ظهر

نویسنده : مزبان حبیبی
ارسال شده در: ضرب المثل ،
    • «شاگرد اتوکشم، سرد میارم حرفه، گرم میارم حرفه.»
    • «شاه خانم می‌زاد، ماه خانم درد می‌کشه.»
    • «شاه می‌بخشه شیخ علیخان نمی‌بخشه.»
    • «شاه می‌بخشه ولی شاه قلی نمی‌بخشه.»
    • «شاهنامه آخرش خوشه.»
    • «شب دراز است و قلندر بیدار.»
    • «شب سمور گذشت و لب تنور گذشت.»
    • «شب عید است و یار از من چغندر پخته می‌خواهد// گمانش می‌رسد من گنج قارون زیر سر دارم»
    • «شبهای چهارشنبه هم غش می‌کنه.»
    • «شپش توی جیبش سه قاب بازی می‌کنه.»
    • «شپش توی جیبش منیژه خانومه.»
    • «شتر اگر مرده هم باشد پوستش بار خره.»
    • «شتر بزرگه زحمتش هم بزرگه.»
    • «شتر پیر شد و شاشیدن نیاموخت.»
    • «شتر خوابیده‌اش هم بلندتر از خر ایستاده‌است.»
    • «شتر در خواب بیند پنبه دانه// گهی لف لف خورد گه دانه دانه»
    • «شتر دیدی ندیدی؟»
    • «شتر را چه به علاقه‌بندی؟»
    • «شتر را گفتند: چرا شاشت از پسه؟ گفت: چه‌چیزم مثل همه‌کسه.»
    • «شتر را گفتند: چرا گردنت کجه؟ گفت: کجام راسته.»
    • «شتر را گفتند: چکاره‌ای؟ گفت: علاقه‌بندم. گفتند: از دست و پنجه نرم و نازکت پیداست.»
    • «شتر را گم کرده پی افسارش می‌گرده.»
    • «شتر سواری دولا دولا نمی‌شه.»
    • «شتر که نواله می‌خواد گردن دراز می‌کنه.»
    • «شتر کجاش خوبه که لبش بده؟»
    • «[[شتر گاو پلنگ.»
    • «شتر مرد و حاجی خلاص.»
    • «شترمرغ را گفتند: بار بردار. گفت: من مرغم. گفتند: پرواز کن. گفت: من شترم.»
    • «شتر با پیغام آب نمی خورد»
    • «شراب مفت را قاضی هم می‌خوره.»
    • «شریک اگر خوب بود خدا هم شریک می‌گرفت.»
    • «شریک دزد و رفیق قافله.»
    • «شست پات توی چشمت نره.»
    • «شش ماهه به دنیا اومده.»
    • «شعر چرا می‌گی که توی قافیه‌اش بمونی؟»
    • «شغال بیشه مازندران را// نگیرد جز سگ مازندرانی»
    • «شغال، پوزش به انگور نمی‌رسه می‌گه ترشه.»
    • «شغال ترسو انگور خوب نمی‌خوره.»
    • «شغال که از باغ قهر کنه منفعت باغبونه.»
    • «شغالی که مرغ می‌گیره بیخ گوشش زرده.»
    • «شکمت گوشت نو بالا آورده.»
    • «شکم گشنه، گوز فندقی.»
    • «شلوار نداره، بند شلوارش را می‌بنده.»
    • «شمر جلودارش نمی‌شه.»
    • «شنا بلد نیست زیر آبی هم می‌ره.»
    • «شنونده باید عاقل باشه.»
    • «شنیدی که زن آبستن گل می‌خوره اما نمی‌دونی چه گلی.»
    • «شوهر کردم وسمه کنم نه وصله کنم.»
    • «شوهر برود کاروانسرا، نونش بیاد حرمسرا.»
    • «شوهرم شغال باشد، نونم در تغار باشد.»
  • «شیر بی‌یال و اشکم که دید// اینچنین شیری خدا هم نافرید» مولوی



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

س

یکشنبه 17 بهمن 1389 09:25 بعد از ظهر

نویسنده : مزبان حبیبی
ارسال شده در: ضرب المثل ،
    • «سال به دوازده ماه ما می‌بینیم یکدفعه هم تو ببین.»
    • «سال به سال دریغ از پارسال.»
    • «سالها میگذره تا شنبه به نوروز بیفته.»
    • «سالی که نکوست از بهارش پیداست.»
    • «سبوی خالی را به سبوی پر مزن.»
    • «سبوی نو آب خنک دارد.»
    • «سبیلش آویزان شد.»
    • «سبیلش را باید چرب کرد.»
    • «سپلشت آید و زن زاید و مهمان عزیزم ز درآید.»
    • «سخن خودتو کجا شنیدی، اونجا که حرف مردمو شنیدی.»
    • «سر بریده سخن نگوید.»
    • «سر بزرگ بلای بزرگ داره.»
    • «سر بشکنه در کلاه، دست بشکنه در آستین.»
    • «سر بی‌صاحب میتراشه.»
    • «سر بی‌گناه، پای دار میره اما بالای دار نمیره.»
    • «سر پیری و معرکه‌گیری.»
    • «سر تراشی را از سر کچل ما میخواد یاد بگیره.»
    • «سر حلیم روغن میرود.»
    • «سر خر باش، صاحب زر باش.»
    • «سر را با پنبه میبرد.»
    • «سر را قمی می‌شکنه تاوانش را کاشی میده.»
    • «سر زلف تو نباشد سر زلف دگری.»
    • «سرش از خودش نیست.»
    • «سرش به تنش زیادی میکنه.»
    • «سرش به کلاش میارزه.»
    • «سرش بوی قورمه سبزی میده.»
    • «سرش توی حسابه.»
    • «سرش توی لاک خودشه.»
    • «سرش جنگه اما دلش تنگه.»
    • «سرش را پیراهن هم نمیدونه.»
    • «سر قبری گریه کن که مرده توش باشه.»
    • «سر قبرم کثافت نکن از فاتحه خواندنت گذشتم.»
    • «سر کچل را سنگی و دیوانه را دنگی.»
    • «سر کچل و عرقچین.»
    • «سرکه مفت از عسل شیرین‌تره.»
    • «سرکه نقد بهتر از حلوای نسیه‌است.»
    • «سر که نه در راه عزیزان بود// بار گرانیست کشیدن بدوش» سعدی
    • «سر گاو توی خمره گیر کرده.»
    • «سرگنجشکی (کله‌گنجشکی) خورده.»
    • «سر گنده‌اش زیر لحافه.»
    • «سرم را می‌شکنه نخودچی جیبم می‌کنه.»
    • «سرم را سرسری متراش ای استاد سلمانی// که ما هم در دیار خود سری داریم و سامانی.»
    • «سرنا را از سر گشادش میزنه.»
    • «سرناچی کم بود یکی هم از غوغه اومد.»
    • «سری را که درد نمی‌کند دستمال مبند.»
    • «سری که عشق ندارد کدوی بی‌بار است.» (لبی که خنده ندارد شکاف دیوار است …)
    • «سزای گرانفروش نخریدنه.»
    • «سسک هفت تا بچه میآره یکیش بلبله.»
    • «سفره بی‌نان جله، کوزه بی‌آب گله.»
    • «سفره نیفتاده (نینداخته) بوی مشک میده.»
    • «سفره نیفتاده یک عیب داره؛ سفره افتاده هزار عیب.»
    • «سفید سفید صدتومن، سرخ و سفید سیصدتومن، حالا که رسید به سبزه هرچی بگی میارزه.»
    • «سقش سیاه است.»
    • «سگ بادمش زیر پاشو جارو می‌کنه.»
    • «سگ باش، کوچک خونه نباش.»
    • «سگ پاچه صاحبش را نمیگیره.»
    • «سگ، پدر نداشت سراغ حاج عموشو میگرفت.»
    • «سگ چیه که پشمش باشه.»
    • «سگ در حضور به از برادر دور.»
    • «سگ در خانه صاحبش شیره.»
    • «سگ داد و سگ توله گرفت.»
    • «سگ دستش نمیشه داد که اخته کنه.»
    • «سگ را که چاق کنند هار میشه.»
    • «سگ زرد برادر شغاله.»
    • «سگست آنکه با سگ رود در جوال.»
    • «سگ سفید ضرر پنبه‌فروشه.»
    • «سگ سیر دنبال کسی نمیره.»
    • «سگش بهتر از خودشه.»
    • «سگ که چاق شد گوشتش خوراکی نمیشه.»
    • «سگ گر و قلاده زر؟»
    • «سگ ماده در لانه، شیر است.»
    • «سگ نازی آباده، نه خودی میشناسه نه غریبه.»
    • «سگ نمک‌شناس به از آدم ناسپاس.»
    • «سگی به بامی جسته گردش به ما نشسته.»
    • «سگی که برای خودش پشم نمیکند برای دیگران کشک نخواهد کرد.»
    • «سگی که پارس کنه، نمیگیره.»
    • «سلام روستائی بی‌طمع نیست.»
    • «سنده را انبر دم دماغش نمیشه برد.»
    • «سنگ به در بسته میخوره.»
    • «سنگ بزرگ علامت نزدنه.»
    • «سنگ بنداز بغلت واشه.»
    • «سنگ خاله قورباغه را گرو میکشه.»
    • «سنگ کوچک سر بزرگ را میشکنه.»
    • «سنگ مفت، گنجشک مفت.»
    • «سنگی را که نتوان برداشت باید بوسد و گذاشت.»
    • «سواره از پیاده خبر نداره، سیر از گرسنه.»
    • «سودا، به رضا، خویشی بخوشی.»
    • «سودا چنان خوشست که یکجا کند کسی.» (دنیا و آخرت به نگاهی فروختیم) قصاب کاشانی
    • «سوداگر پنیر از شیشه می‌خوره.»
    • «سودای نقد بوی مشک میده.»
    • «سوراخ دعا را گم کرده.»
    • «سوزن، همه را میپوشونه اما خودش لخته.»
    • «سوسکه از دیوار بالا میرفت مادرش میگفت: قربون دست و پای بلوریت.»
    • «سهره (سیره) رنگ کرده را جای بلبل میفروشه.»
    • «سیب سرخ برای دست چلاق خوبه؟»
    • «سیب مرا خوردی تا قیامت ابریشم پس بده.»
    • «سیبی که بالا میره تا پائین بیاد هزار چرخ میخوره.»
    • «سیبی که سهیلش نزند رنگ ندارد.» (تعلیم معلم بکسی ننگ ندارد)
    • «سیلی نقد به از حلوای نسیه.»



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

ز

شنبه 16 بهمن 1389 09:25 بعد از ظهر

نویسنده : مزبان حبیبی
ارسال شده در: ضرب المثل ،
    • «ز آب خرد، ماهی خرد خیزد// نهنگ آن به که با دریا ستیزد» سعدی
    • «زاغم زد و زوغم زد، پس مانده کلاغ کورم زد.» (زوغم زد و زاغم زد، پس مانده کلاغم زد!)
    • «زبان بریده به کنجی نشسته صم بکم// به از کسی که نباشد زبانش اندر حکم» سعدی
    • «زبان خر را خلج می‌دونه.»
    • «زبان خوش، مار را از سوراخ بیرون می‌آورد.»
    • «زبان سرخ سر سبز می‌دهد بر باد.» (به‌پای شمع شنیدم زقیچی پولاد…) امیرخسرو دهلوی
    • «زبان گوشت است به هر طرف که بچرخانی می‌چرخه.»
    • «زخم زبان از زخم شمشیر بدتره.»
    • «زدی ضربتی ضربتی نوش کن.»
    • «زردآلو را می‌خورند برای هسته‌اش.»
    • «زرنگی زیاد فقر می‌آره.»
    • «زرنگی زیاد مایه جوانمرگیست.»
    • «ز عشق تا به صبوری هزار فرسنگ است» (دلی که عاشق و صابر بود مگر سنگ است…)) سعدی
    • «زعفران که زیاد شد بخورد خر می‌دهند.»
    • «زکات تخم مرغ یک پنبه‌دونه‌است.»
    • «زمانه‌ایست که هر کس بخود گرفتار است» (تو هم در آینه حیران حسن خویشتنی…) آصفی هروی
    • «زمانه با تو نسازد، تو با زمانه بساز.»
    • «زمستان رفت و رو سیاهی به زغال موند.»
    • «زن آبستن گل می‌خوره اما گل داغستان.»
    • «زن از غازه سرخ رو شود و مرد از غزا.»
    • «زن بد را اگر در شیشه هم بکنند کار خودشو می‌کنه.»
    • «زن بلاست، اما الهی هیچ خانه‌ای بی‌بلا نباشه.»
    • «زن بیوه را برای میوه‌اش می‌خواهند.» ((یعنی برای ثروتش))
    • «زن تا نزائیده دلبره، وقتیکه زائید مادره.»
    • «زن جوان را تیری به پهلو نشیند به که پیری.»
    • «زن راضی، مرد راضی، گور پدر قاضی.»
    • «زن سلیطه سگ بی‌قلاده‌است.»
    • «زنگوله پای تابوت.»
    • «زن نجیب گرفتن آسونه، ولی نگهداریش مشکله.»
    • «زنی که جهاز نداره، اینهمه ناز نداره.»
    • «زورش به خر نمیرسه پالونش را برمی‌داره.» (…پالونش را می‌زنه)
    • «زور داری، حرفت پیشه.»
    • «زور دار پول نمی‌خواد، بی‌زور هم پول نمی‌خواد.»
    • «زهر طرف که شود کشته، سود اسلام است.»
    • «زیراندازش زمین است و رواندازش آسمون.»
    • «زیر پای کسی پوست خربزه گذاشتن.»
    • «زیر دمش سست است.»
    • «زیر دیگ آتش است و زیر آدم آدم.» (همان‌طور که آتش آب دیگ را به‌جوش می‌آورد، آدم نیز به وسوسه و تحریک دیگری برانگیخته می‌شود.)
    • «زیر سرش بلنده.»
    • «زیر شالش قرصه.»
    • «زیر کاسه نیم‌کاسه ایست.»
    • «زیره به کرمان می‌بره.»



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -



تعداد کل صفحات : 9 ... 2 3 4 5 6 7 8 ...