تبلیغات
هرکس میخواهد خدا را بشناسد، ریاضیات بخواند - مطالب ضرب المثل
ریاضیات موسیقی ذهن است، پس باید آنرا نواخت

ت

پنجشنبه 7 بهمن 1389 10:13 بعد از ظهر

نویسنده : مزبان حبیبی
ارسال شده در: ضرب المثل ،
    • «تا ابله در جهانه، مفلس درنمی‌مانه.»
    • «تابستون پدر یتیمونه.»
    • «تا پریشان نشود کار به سامان نرسد.»
    • «تا تریاق از عراق آرند، مار گزیده مرده باشد.»
    • «تا تنور گرمه نون‌و بچسبون.»
    • «تا تو فکر خر بکنی ننه، منو در بدر می‌کنی ننه.»
    • «تا چراغ روشنه جونورها از سوراخ میان بیرون.»
    • «تا شغال شده بود به چنین سوراخی گیر نکرده بود.»
    • «تا کرکس بچه‌دار شد، مردار سیر نخورد.»
    • «تا گفته‌ای غلام توام، می‌فروشنت.»
    • «تا گوساله گاو بشه، دل مادرش آب می‌شه.»
    • «تا مار راست نشه توی سوراخ نمی‌ره.»
    • «تا نازکش داری نازکن، نداری پاهاتو دراز کن.»
    • «تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها.»
    • «تا هستم به ریش تو بستم.»
    • «تب تند عرقش زود در میاد.»
    • «تخم‌مرغ دزد، شتر دزد می‌شه.»
    • «تخم نکرد، وقتی هم کرد توی کاهدون کرد.»
    • «ترب هم جزء مرکبات شده.»
    • «ترتیزک خریدم قاتق نونم بشه، قاتل جونم شد.»
    • «تره به تخمش می‌ره، حسنی به باباش.»
    • «تعارف کم کن‌ و بر مبلغ افزا.»
    • «تغاری بشکنه ماستی بریزد// جهان گردد به کام کاسه لیسان.»
    • «تف سر بالا، بر می‌گرده به ریش صاحبش.»
    • «تلافی غوره رو سر کوره در میاره.»
    • «تنبان مرد که دو تا شد به فکر زن دوم می‌افته.»
    • «تنبل مرو به سایه، سایه خودش می‌آیه.»
    • «تنها به قاضی رفته خوشحال برمی‌گرده.»
    • «تو از تو، من از بیرون.»
    • «تو بگو ف من میگم فرحزاد.»
    • «توبه گرگ مرگه.»
    • «تو که نی‌زن بودی چرا آقا دائیت از حصبه مرد.»
    • «تومون خودمونو می‌کشه، بیرونمون مردم را.»
    • «توی دعوا نون و حلوا خیر نمی‌کنند.»
    • «توی ....ش عروسیه»



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

پ

چهارشنبه 6 بهمن 1389 10:12 بعد از ظهر

نویسنده : مزبان حبیبی
ارسال شده در: ضرب المثل ،
    • «پا را به اندازه گلیم باید دراز کرد.»
    • «پای خروستو ببند، به مرغ همسایه هیز نگو.»
    • «پایین‌پایین‌ها جاش نیست، بالابالاها راش نیست.»
    • «پز عالی، جیب خالی.»
    • «پس از چهل سال چارواداری، الاغ خودشو نمی‌شناسه.»
    • «پس از قرنی شنبه به نوروز میافته.»
    • «پستان مادرش را گاز گرفته.»
    • «پسرخاله دسته دیزی.»
    • «پسر زائیدم برای رندان، دختر زائیدم برای مردان، موندم سفیل و سرگردان.»
    • «پسر کو ندارد نشان از پدر// تو بیگانه خوانش نخوانش پسر.»
    • «پشت تاپو بزرگ شده.»
    • «پنج انگشت برادرند، برابر نیستند.»
    • «پوست خرس نزده می‌فروشه.»
    • «پول است نه جان است که آسان بتوان داد.»
    • «پول پیدا کردن آسونه، اما نگهداریش مشکله.»
    • «پول حرام، یا خرج شراب شور میشه یا شاهد کور.»
    • «پولدارها به کباب، بی‌پولها به بوی کباب.»
    • «پول ما سکه عُمَر داره.»
    • «پیاده شو با هم راه بریم.»
    • «پیاز هم خودشو داخل میوه‌ها کرده.»
    • «پی خر مرده میگرده که نعلش را بکنه.»
    • «پیراهن بعد از عروسی برای گل منار خوبه.»
    • «پیرزنه دستش به درخت گوجه نمی‌رسید، می‌گفت: ترشی بمن نمی‌سازه.»
    • «پیش از آخوند منبر نرو.»
    • «پیش‌ رو خاله، پشت سر چاله.»
    • «پیش قاضی و معلق بازی.»



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

ب

سه شنبه 5 بهمن 1389 10:12 بعد از ظهر

نویسنده : مزبان حبیبی
ارسال شده در: ضرب المثل ،
    • «با آل علی هرکه در افتاد، وo افتاد.»
    • «با اون زبون خوشت، با پول زیادت، یا با راه نزدیکت.»
    • «با این ریش می‌خواهی بری تجریش؟»
    • «با پا راه بری کفش پاره می‌شه، با سر کلاه.»
    • «با خوردن سیر شدی با لیسیدن نمی‌شی.»
    • «باد آورده را باد می‌برد.»
    • «با دست پس می‌زنه، با پا پیش می‌کشه.»
    • «بادنجان بم آفت ندارد.»
    • «بادمجان دور قاب چین.»
    • «بارون آمد، ترک‌ها به‌هم رفت.»
    • «بار کج به منزل نمی‌رسد.»
    • «با رمال شاعر است، با شاعر رمال، با هر دو هیچکدام با هیچکدام هر دو.»
    • «بازی اشکنک داره، سر شکستنک داره.»
    • «بازی بازی، با ریش بابا هم بازی.»
    • «با سیلی صورت خودشو سرخ نگه میداره.»
    • «با کدخدا بساز، ده را بچاپ.»
    • «با گرگ دنبه می‌خوره، با چوپان گریه می‌کنه.»
    • «بالا بالاها جاش نیست، پائین پائین‌ها راش نیست.»
    • «بالاتو دیدیم، پائینتم دیدیم.»
    • «با مردم زمانه سلامی و والسلام.»
    • «با نردبان به آسمون نمی‌شه رفت.»
    • «با همین پرو پاچین، میخواهی بری چین و ماچین؟”
    • «باید گذاشت در کوزه آبش را خورد.»
    • «با یکدست دو هندوانه نمی‌شود برداشت.»
    • «با یک گل بهار نمی‌شه.»
    • «ببینیم و تعریف کنیم.»
    • «بچه سر پیری زنگوله پای تابوته.»
    • «بچه سر راهی برداشتم پسرم بشه، شوهرم شد.»
    • «بخور و بخواب کار منه، خدا نگهدار منه.»
    • «بدبخت اگر مسجد آدینه بسازد// یا طاق فرود آید، یا قبله کج آید.»
    • «بدهکار رو که رو بدی طلبکار می‌شه.»
    • «برادران جنگ کنند، ابلهان باور کنند.»
    • «برادر پشت، برادرزاده هم پشت؛ خواهرزاده را با زر بخر با سنگ بکش»
    • «برادری بجا، بزغاله یکی هفت‌صنار.»
    • «برای شکار بچه‌ببر به مغاک ببر باید رفت.»
    • «بر آن کدخدا زار باید گریست که دخلش بود نوزده خرج بیست»
    • «برای کسی بمیر که برات تب کنه.»
    • «برای همه مادره، برای ما زن‌بابا.»
    • «برای یک بی‌نماز، در مسجدو نمی‌بندند.»
    • «برای یه دستمال قیصریه رو آتیش میزنه.»
    • «بر عکس نهند نام زنگی کافور.»
    • «برو کشک‌تو بساب.»
    • «بزک نمیر بهار میاد// کنبزه با خیار میاد.»
    • «بز گر از سر چشمه آب می‌خوره.»
    • «بعد از چهل سال گدایی، شب جمعه را گم کرده.»
    • «بعد از هفت کره، ادعای بکارت.»
    • «بگو نبین، چشممو هم می‌گذارم، بگو نشنو در گوشمو می‌گیرم، اما اگر بگی نفهمم، نمی‌تونم.»
    • «بگیر و ببند بده دست پهلوون.»
    • «بلبل هفت تا بچه میزاره، شیش تاش سیسکه، یکیش بلبل.»
    • «بمیر و بدم.»
    • «بنگر که چه می‌گوید، منگر که، که می‌گوید!»
    • «بوجار لنجونه از هر طرف باد بیاد، بادش میده.»
    • «به اشتهای مردم نمی‌شود نان خورد.»
    • «به بهلول گفتند ریش تو بهتره یا دم سگ؟ گفت: اگر از پل جستم ریش من و گرنه دم سگ.»
    • «به جای شمع کافوری چراغ نفت می‌سوزد.»
    • «بهر خران چه کاه برند چه زعفران»
    • «به درویشه گفتند بساطتو جمع کن، دستشو گذاشت در دهنش.»
    • «به دعای گربه کوره بارون نمیاد.»
    • «به روباهه گفتند: شاهدت کیه؟ گفت: دمبم.»
    • «به ‌زبون خوش مار از سوراخ در میاد.»
    • «به شترمرغ گفتند: بار ببر، گفت: مرغم، گفتند: بپر، گفت: شترم.»
    • «به شتره گفتند: شاشت پسه، گفت: چی چیم مثل همه کسه؟»
    • «به قاطر گفتند: بابات کیه؟ گفت: آقادائیم اسبه.»
    • «به کچله گفتند: چرا زلف نمیزاری؟ گفت: من از این قرتی‌گری‌ها خوشم نمیاد.»
    • «به کک بنده که رقاص خداست.»
    • «به کیشی آمدند به فیشی رفتند.»
    • «به گاو و گوسفند کسی کاری نداره؟»
    • «به گربه گفتند: گهت درمونه، خاک پاشید روش.»
    • (به گنجشک گفتند منار تو کونت گفت یه چیزی بگو بگنجه)
    • «به مالت نناز که به یک شب بنده، به حسنت نناز که به یک تب بنده.»
    • «به ماه میگه تو در نیا من در میام.»
    • «به مرغشان کیش نمی‌شه گفت.»
    • «به مرگ می‌گیره تا به تب راضی بشه.»
    • «به هرکجا که روی آسمان همین رنگه.»
    • «به یکی گفتند: بابات از گرسنگی مُرد. گفت: داشت و نخورد؟»
    • «به یکی گفتند: سرکه هفت‌ساله داری؟ گفت: دارم و نمی‌دم، گفتند: چرا؟ گفت: اگر می‌دادم هفت ساله نمیشد.»
  • «بیله دیگ، بیله چغندر.»



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

ا

دوشنبه 4 بهمن 1389 10:11 بعد از ظهر

نویسنده : مزبان حبیبی
ارسال شده در: ضرب المثل ،
    • «ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کار اند// تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری» سعدی
    • «اجاره نشین خوش نشینه.»
    • «ارث خرس به کفتار میرسه.»
    • «ارزان خری، انبان خری.»
    • «از آب کره می‌گیره.»
    • «از آب گذشته‌است.»
    • «از آب گل آلود ماهی می‌گیره.»
    • «از اسب افتاده‌ایم، اما از اصل نیفتاده‌ایم.»
    • «از اونجا مونده، از اینجا رونده.»
    • «از اون نترس که‌های و هوی داره، از اون بترس که سر به تو داره.»
    • «از این امامزاده کسی معجزه نمی‌بینه.» یا «این امامزاده کور میکنه ولی شفا نمی‌ده.»
    • «از این دم بریده هر چی بگی برمیاد.»
    • «از این ستون به آن ستون فرجه.»
    • «از بی‌کفنی زنده‌ایم.»
    • «از تنگی چشم پیل معلومم شد * کآنان که غنی‌ترند محتاج‌ترند.» ~ سعدی
    • «از تو حرکت، از خدا برکت.»
    • «از حق تا ناحق چهار انگشت فاصله‌است.»
    • «از خر افتاده، خرما پیدا کرده.»
    • «از خرس موئی کندن، غنیمته.»
    • «از خر می‌پرسی چهارشنبه کیه؟»
    • «از خودت گذشته، خدا عقلی به بچه‌هات بده.»
    • «از درد لاعلاجی به خر میگه خانمباجی.»
    • «از دور دل و می‌بره، از جلو زهره رو.»
    • «از سه چیز باید حذر کرد، دیوار شکسته، سگ درنده، زن سلیطه.»
    • «از شما عباسی، از ما رقاصی.»
    • «از کوزه همان برون تراود که در اوست.» ((گر دایره کوزه ز گوهر سازند))
    • «از کیسه خلیفه می‌بخشه.»
    • «از گدا چه یک نان بگیرند و چه بدهند.»
    • «از گیر دزد در آمده، گیر رمال افتاد.»
    • «از ماست که بر ماست.»
    • «از مال پس است و از جان عاصی.»
    • «از مردی تا نامردی یک قدم است.»
    • «از من بدر، به جوال کاه.»
    • «از نخورده بگیر، بده به خورده.»
    • «از نو کیسه قرض مکن، قرض کردی خرج نکن.»
    • «از هر چه بدم اومد، سرم اومد.»
    • «از هول هلیم افتاد توی دیگ.»
    • «از یک گل بهار نمی‌شه.»
    • «از این گوش می‌گیره، از آن گوش در می‌کنه.»
    • «اسباب خونه به صاحبخونه میره.»
    • «اسب پیش‌کشی‌رو، دندوناشو نمی‌شمرند.»
    • «اسب تازی در طویله گر ببندی پیش خر// رنگشان همگون نگردد، طبعشان همگون شود» میرزا حبیب روحی
    • (اسب و خر را که یک جا ببندند، اگر هم‌بو نشند همخو می‌شند.)
    • «اسب تازی شده مجروح به‌زیر پالان// طوق زرین همه در گردن خر می‌بینم» حافظ
    • «اسب ترکمنی است، هم از توبره می‌خوره هم ازآخور.»
    • «اسب دونده جو خود را زیاد می‌کنه.»
    • «اسب را گم کرده، پی نعلش می‌گرده.»
    • «اسب لاغر میان به کار آید// روز میدان نه گاو پرواری» سعدی
    • «اسب‌ها را نعل می‌کردند، کک هم پایش را بلند کرد.»
    • «استاد علم!- این رنگ به‌علم نبود.» (اوسا علم! این یکی رو بکش قلم!)
    • «استخری که آب نداره، این همه قورباغه می‌خواد چه‌کار؟»
    • «استخوان لای زخم گذاشتن.»
    • «اصل کار بر و روست، کچلی زیر موست.»
    • «افاده‌ها طبق طبق سگ‌ها به دورش وق وق.»
    • «افتادگی آموز اگر طالب فیضی// هرگز نخورد آب زمینی که بلند است» پوریای ولی
    • «اکبر ندهد، خدای اکبر بدهد.»
    • «اگر بیل‌زنی، باغچه خودت را بیل بزن.»
    • «اگر برای من آب نداره، برای تو که نان داره.»
    • «اگر چاه آب ندارد، برای مقنی نان دارد.»
    • «اگه باباشو ندیده بود، ادعای پادشاهی می‌کرد.»
    • «اگر بپوشی رختی، بنشینی به تختی، تازه می‌بینمت بچشم آن وختی.»
    • «اگر برکه‌ای پر کنند از گلاب// سگی در وی افتاد کند منجلاب» سعدی
    • «اگه پشیمونی شاخ بود، فلانی شاخش به آسمان می‌رسید.»
    • «اگر تو مرا عاق کنی، منهم ترا عوق می‌کنم.»
    • «اگر جراحی، پیزی خودتو جا بنداز.»
    • «اگر خدا بخواهد، از نر هم می‌دهد.»
    • «اگه خاله‌ام ریش داشت، آقا دائیم بود.»
    • «اگه خیر داشت، اسمشو می‌گذاشتند خیرالله.»
    • «اگر دانی که نان دادن ثواب است// تو خود می‌خور که بغدادت خرابست.»
    • «اگه دعای بچه‌ها اثر داشت، یک معلم زنده نمی‌موند.»
    • «اگه زاغی کنی، زیقی کنی، می‌خورمت.»
    • «اگه زری بپوشی، اگر اطلس بپوشی، همون کنگر فروشی.»
    • «اگر علی ساربان است، می‌داند شتر را کجا بخواباند.»
    • «اگه کلاغ جراح بود، ماتحت خودشو بخیه میزد.»
    • «اگه لالائی بلدی، چرا خوابت نمی‌بره.»
    • «اگه مردی، سر این دسته هونگ (هاون) و بشکن.»
    • «اگه بگه ماست سفیده، من می‌گم سیاهه.»
    • «اگه مهمون یکی باشه، صاحبخونه براش گاو می‌کشه.»
    • «اگه نخوردیم نون گندم، دیدیم دست مردم.»
    • «اگه نی زنی چرا بابات از حصبه مرد.»
    • «اگه هفت تا دختر کور داشته باشه، یک‌ساعته شوهر میده.»
    • «اگه همه گفتند نون و پنیر، تو سرت را بگذار زمین و بمیر.»
    • «امان از خانه‌داری، یکی میخری دو تا نداری.»
    • «امان از دوغ لیلی، ماستش کم بود آبش خیلی.»
    • «اندک اندک جمع گردد وانگهی دریا شود» سعدی
    • «انگور خوب، نصیب شغال میشه.»
    • «اولاد، بادام است اولاد اولاد، مغز بادام.»
    • «اول بچش، بعد بگو بی‌نمکه.»
    • «اول برادریتو ثابت کن، بعد ادعای ارث و میراث کن.»
    • «اول بقالی و ماست ترش‌فروشی.»
    • «اول جلو خونه خودت جارو کن بعد خونه همسایه.»
    • «اول پیاله و بد مستی.»
    • «اول، چاه را بکن، بعد منار را بدزد.»
    • «ای آقای کمر باریک، کوچه روشن کن و خانه تاریک.»
    • «این بو که میاید بوی کباب نیست بلکه خر داغ می‌کنند.»
    • (اینجا گوشت کباب نمی‌کنند بلکه خر داغ می‌کنند.) (از دور بوی کباب میاد، از نزدیک خر داغ می‌کنند.)
    • «این تو بمیری، از آن تو بمیری‌ها نیست.»
    • «این حرفها برای فاطی تنبون نمیشه.»
    • «این دغل دوستان که می‌بینی// مگسانند گرد شیرینی.»
    • «این قافله تا به حشر لنگ است.»
    • «اینکه برای من آوردی، ببر برای خاله‌ات.»
    • «اینو که زائیدی بزرگ کن.»
    • «این هفت‌صد دینار، غیر از آن چارده‌شاهی است.»
    •  «این‌همه خر هست و ما پیاده میریم.»



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 3 بهمن 1389 10:59 بعد از ظهر



تعداد کل صفحات : 9 ... 5 6 7 8 9